




رادین رنجبر، نوازنده نوجوان ناغارا، ۱۴ سال بیشتر ندارد، اما دغدغهاش به وسعت یک میراث است، میراثی که نمیخواهد در هیاهوی زمان رنگ ببازد و نغمههایش به فراموشی سپرده شود.
رادین در آستانه ششمین جشنواره سراسری موسیقی موغام، خود را برای حضور در این آوردگاه موسیقایی آماده میکند، نوجوانی که ناغارا را فقط برای نواختن به دست نگرفته، بلکه میخواهد با هر ضربه سازش، بخشی از هویت و فرهنگ آذربایجان را روایت کند، از ریشههایی که باید ماندگار بمانند، از مردمی که روزهای سخت را پشت سر گذاشتهاند و از امیدی که هنوز در دل نسل جوان زنده است.
پای صحبتهای این نوازنده نوجوان نشستیم تا از زبان او بشنویم، از ناغارا، موغام، موسیقی بومی، مقاومت، وطن و دغدغهای که شاید خلاصه همه حرفهایش باشد، نگذاریم صدای آذربایجان در هیاهوی زمان گم شود.
• کودکی که ریتم را شنید
رادین رنجبر در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار آذر وطن میگوید: ۱۴ ساله هستم و از هفتسالگی نواختن سازهای کوبهای را آغاز کردهام، انتخاب ساز و موسیقی تصمیم خودم بود و از همان کودکی به صدا و ریتم علاقه داشتم و دوست داشتم این علاقه را جدی دنبال کنم.
او میافزاید: در این مسیر، پدر و مادرم همیشه کنارم بودهاند، حمایت و تشویق آنها برای من بسیار ارزشمند است و کمک کرده تا با انگیزه بیشتری تمرین کنم، بیشتر یاد بگیرم و در موسیقی پیشرفت کنم، وقتی خانواده کنار آدم باشد، ادامه دادن مسیر آسانتر میشود.
• ناغارا، بخشی از هویت من است
این نوازنده نوجوان ادامه میدهد: برای من موسیقی فقط یاد گرفتن یک ساز نیست، بلکه همیشه سعی کردهام موسیقی محلی را نیز بشناسم و تا جایی که میتوانم برای حفظ و زنده نگه داشتن آن تلاش کنم، چرا که موسیقی محلی بخشی از فرهنگ و هویت ماست.
رنجبر بیان میکند: اگر ما نوجوانها به موسیقی خودمان علاقهمند شویم، میتوانیم کمک کنیم این میراث به نسلهای بعد منتقل شود و من دوست ندارم موسیقیای که نسلهای قبل با عشق و سختی حفظ کردهاند، در زمان ما فراموش شود.
• نغمهای برای آنان که رفتند
او وقتی از وطن و فداکاری سخن میگوید، لحنش رنگ دیگری میگیرد و میافزاید: یاد و خاطره کسانی که برای دفاع از میهن و مردم خود جانشان را فدا کردند، برای من ارزشمند است، چرا که آنها برای دفاع از مردم و سرزمینشان از جان خود گذشتند و ما باید قدردان فداکاریهایشان باشیم. این نوازنده ادامه میدهد: امیدوارم ما هم بتوانیم با حفظ فرهنگ و هنر سرزمینمان، راه و آرمانهای آنها را زنده نگه داریم، به نظر من دفاع از وطن فقط در میدان جنگ نیست، گاهی همین که فرهنگ و هنر سرزمینت را حفظ کنی و نگذاری فراموش شود، خودش نوعی دفاع است.
• وقتی یک ضرب، هزار حرف میزند
رنجبر با اشاره به قدرت موسیقی در بیان احساسات میگوید: فکر میکنم موغام حرف مهمی برای ما دارد، اینکه امیدمان را از دست ندهیم و ریشههایمان را فراموش نکنیم. او میافزاید: موسیقی میتواند احساساتی را منتقل کند که گاهی نمیتوانیم با کلمات بیان کنیم، یک ریتم یا یک نغمه میتواند غم، دلتنگی، افتخار و امید را بدون اینکه حرفی زده شود، به دل آدم برساند.
این نوازنده میگوید: وقتی ساز میزنم، بیشتر دوست دارم امید را به صدا دربیاورم، موسیقی محلی ما البته غمها و رنجهای زیادی را هم در خودش دارد و من آن احساسات را حس میکنم، اما دوست دارم صدای سازم در نهایت به سمت امید و ادامه دادن برود.
• موغام؛ صدایی که پیر نمیشود
او با اشاره به ارتباط نسل جوان با موغام اظهار میکند: به نظرم موغام هنوز حرفهای زیادی برای نسل ما دارد، شاید موسیقیهای جدید سریعتر شنیده شوند، اما موغام ریشه دارد و هرگز با گذشت زمان از بین نمیرود. این نوازنده جوان ادامه میدهد: وقتی یک نوجوان موغام را یاد میگیرد، در واقع با بخشی از گذشته و فرهنگ خودش آشنا میشود، من فکر میکنم میتوان موسیقیهای جدید را دوست داشت و در کنار آن، موسیقی محلی خودمان را نیز حفظ کرد.
• ناغارا؛ نبض تپنده موغام است
رنجبر با اشاره به ساز مورد علاقهاش میگوید: ساز من برای آذربایجان است، اما خیلی جالب است که بسیاری حتی نام آن را هم اشتباه میگویند، همین موضوع باعث شده معرفی ناغارا برای من اهمیت بیشتری داشته باشد. او میافزاید: من تلاش میکنم این ساز را معرفی کنم، چون دوست ندارم موسیقی محلی ما فراموش شود، ناغارا برای من صدایی از آذربایجان است و دوست دارم این صدا به گوش نسلهای آینده هم برسد.
• قطعهای برای مردمی که تسلیم نشدند
این نوازنده با اشاره به آرزوی خود برای اجرای یک قطعه حماسی میگوید: دوست دارم قطعهای اجرا کنم که از مردم، مقاومت، فداکاری و امید بگوید، از کسانی که برای دفاع از میهن و مردمشان از خودگذشتگی کردند و از نسلی که با وجود سختیها، امیدش را حفظ کرد. رنجبر ادامه میدهد: دوست دارم نسلهای آینده وقتی آن قطعه را میشنوند، بدانند مردم ما روزهای سختی را پشت سر گذاشتهاند، اما فرهنگ و امیدشان را فراموش نکردهاند و دوست دارم صدای سازم از مردمی بگوید که سختی دیدند، اما ایستادند و ادامه دادند.
• جشنوارهای برای شنیده شدن ریشهها
او با اشاره به اهمیت جشنوارههای موسیقی بیان میکند: جشنواره فقط برای رقابت نیست، بلکه فرصتی است تا موسیقی و فرهنگ محلی بیشتر دیده و شنیده شود و هنرمند هم وظیفه دارد چیزی را که از نسلهای قبل یاد گرفته، درست بیاموزد و به نسل بعد منتقل کند. وی میافزاید: من خودم تلاش میکنم در این مسیر کوشا باشم و آنچه را یاد میگیرم، با احترام به اصالتش ادامه بدهم.
• صدای آذربایجان، فراتر از هیاهوی زمان است
رنجبر در پایان، از بزرگترین نگرانی خود میگوید: به نظر من یکی از بزرگترین خطرها، فاصله گرفتن نسل جوان از موسیقی محلی است، اگر نوجوانها و جوانها این موسیقی را نشناسند و دوست نداشته باشند، ممکن است به مرور فراموش شود. او تاکید میکند: باید موغام و موسیقی محلی را با زبان و شیوهای به نسل جدید معرفی کنیم که برایشان جذاب باشد، اما نباید اصالت آن را از بین ببریم.
این نوازنده میگوید: دوست دارم سهم خودم را در این راه انجام دهم، ساز بزنم، ناغارا را معرفی کنم و کاری کنم صدای موسیقی آذربایجان در میان نسل ما خاموش نشود. رنجبر بیان می کند: برای من، هر ضربه ناغارا یعنی یادآوری یک ریشه، یعنی اینکه هنوز میتوان فرهنگ و هویت خودمان را دوست داشت و برای زنده ماندنش تلاش کرد.
مصاحبه: زهرا ناصران



