اطلاعات مطلب
کد مصاحبه3834
تاریخ انتشار۱۴۰۵/۷/۲, ۱۵:۵۴:۲۷
جستجو
در حال بارگیری
تراکتور روم
مرجع بحث های پیرامون تراکتور
مصاحبه

دنیز وجودی، نوازنده نوجوان کمانچه:

کمانچه؛ ترجمان احساس در جهان موغام

نوازنده کمانچه تبریزی گفت: کمانچه در جهان موغام، ترجمان احساس و روایتگر دلتنگی، عشق، حماسه و امید است و می‌تواند بخشی از هویت موسیقایی این دیار را به نسل جدید منتقل کند.

به گزارش آذر وطن؛ دنیز وجودی، از نسلی است که موسیقی آذربایجان را نه فقط به‌عنوان میراثی از گذشته، بلکه به‌عنوان زبانی زنده برای روایت احساس، هویت، وطن و امید دنبال می‌کند، هنرمندی که از نخستین سال‌های کودکی با کمانچه همراه شده و حالا پس از تجربه جشنواره‌های مختلف، خود را برای ورود به هنرستان آماده می‌کند.


او متولد ۱۴ تیر ۱۳۹۱ در تبریز است و از ۲۷ شهریور ۱۳۹۷، همزمان با آغاز کلاس اول ابتدایی، آموزش کمانچه را نزد استاد سعید میرزازاده آغاز کرده و تا پایان دوره ابتدایی این مسیر را ادامه داده است.


این نوازنده در جشنواره‌های مختلف نیز حضور داشته و موفق به کسب عنوان پدیده جشنواره بین‌المللی آلر کمانچه، پدیده سومین جشنواره سراسری موغام تبریز و مقام نخست چهارمین جشنواره سراسری موغام شده است، این نوازنده جوان اکنون در کنار ادامه مسیر موسیقی، یادگیری پیانو را نیز دنبال می‌کند و بنا دارد از سال آینده وارد هنرستان شود.


• کمانچه آذربایجانی؛ از ریشه های تاریخ تا زبان زنده موغام


نوازنده کمانچه آذربایجانی با اشاره به ویژگی‌های کمانچه آذربایجانی می‌گوید: کمانچه آذربایجانی از نظر ساختار، شیوه کوک، رنگ صوتی و به‌خصوص نوع بیان موسیقایی، ویژگی‌های خاص خود را دارد، صدای آن معمولا شفاف، نافذ و در عین حال بسیار انعطاف‌پذیر است و به نوازنده امکان می‌دهد ظرافت‌های ملودیک و فواصل خاص موسیقی آذربایجانی را با دقت بیان کند.


دنیز وجودی می‌افزاید: تفاوت اصلی را نباید صرفا در شکل ساز جست‌وجو کرد، بخش مهم تفاوت، در شیوه نوازندگی و زبان موسیقایی است و در موسیقی آذربایجانی، نوازنده باید با فواصل، تحریرها، تکیه‌ها، ویبراسیون‌ها و جمله‌بندی‌های مخصوص این موسیقی آشنا باشد.


او ادامه می‌دهد: ارتباط بسیار نزدیک کمانچه با آواز و تار در اجرای موغام، باعث شده است نوازندگی آن بیشتر بر بیان، پاسخ‌گویی و گفت‌وگوی موسیقایی استوار باشد، بنابراین نمی‌توان گفت یکی بر دیگری برتری دارد، کمانچه در هر مکتب، زبان و شخصیت موسیقایی همان مکتب را پیدا کرده است.


• کمانچه آذربایجانی، صدای ریشه ها در قامت هویت موسیقیایی است


این نوازنده با اشاره به جایگاه کمانچه در ساختار موغام می‌گوید: کمانچه در موغام یکی از مهم‌ترین ابزارهای بیان عاطفی و روایی موسیقی است.


وجودی اضافه می‌کند: در اجرای موغام، آوازخوان و ساز باید دائما با یکدیگر ارتباط داشته باشند، کمانچه گاهی جمله آواز را دنبال می‌کند، گاهی به آن پاسخ می‌دهد و گاهی همان مفهوم را با زبان ساز بیان می‌کند و این ارتباط باعث می‌شود موسیقی حالت گفت‌وگو پیدا کند.


او تصریح می‌کند: یکی از نقاط قوت کمانچه، توانایی آن در ایجاد تغییرات بسیار ظریف در صداست، از یک نت آرام و کشیده تا ویبراسیون، تکیه، تحریر و تغییرات دینامیکی، همین قابلیت‌ها به نوازنده اجازه می‌دهد احساساتی مانند حزن، دلتنگی، عشق، امید، هیجان و آرامش را بدون استفاده از کلام منتقل کند.


این نوازنده می‌افزاید: به همین دلیل، به نظر من کمانچه در موغام صرفا یک ساز ملودیک نیست، بلکه می‌تواند راوی احساسات پنهان موسیقی باشد.


• تبریز، میراث دار موسیقی، شعر و پاسدار هویت آذربایجان است


وجودی با اشاره به جایگاه تبریز در حفظ و انتقال مکتب کمانچه‌نوازی می‌گوید: تبریز به دلیل جایگاه تاریخی و فرهنگی خود، همواره یکی از مراکز مهم شکل‌گیری و انتقال فرهنگ موسیقایی آذربایجان بوده است. او ادامه می‌دهد: اهمیت تبریز تنها در داشتن نوازندگان و هنرمندان نیست بلکه این شهر محل ارتباط میان موسیقی، شعر، زبان و فرهنگ آذربایجانی بوده و همین ارتباط به تداوم سنت‌های موسیقایی کمک کرده است.


این نوازنده جوان تاکید می‌کند: در مورد کمانچه نیز انتقال این میراث صرفا از طریق آموزش تکنیک ساز اتفاق نمی‌افتد، بخش مهمی از مکتب، از طریق استاد و شاگرد، شنیدن اجراهای قدیمی، حفظ شیوه جمله‌بندی و شناخت فرهنگ و شعر آذربایجان منتقل می‌شود.


وجودی می‌افزاید: تبریز می‌تواند در حفظ این میراث نقش بسیار مهمی داشته باشد، به‌خصوص اگر آموزش کمانچه و موغام در کنار فعالیت‌های پژوهشی، اجراهای صحنه‌ای و ثبت آثار استادان نسل‌های گذشته دنبال شود.


• موغام روح نغمه های آذربایجان است


او با اشاره به ضرورت شناخت دستگاه‌ها، گوشه‌ها، فواصل و ظرایف مقام‌های آذربایجانی می‌گوید: مهارت تکنیکی به‌تنهایی کافی نیست، ممکن است نوازنده‌ای بسیار سریع و دقیق ساز بزند، اما اگر زبان موسیقی‌ای را که اجرا می‌کند نشناسد، اجرای او از نظر فنی خوب ولی از نظر روح و هویت موسیقایی ناقص باشد. این نوازنده اضافه می‌کند: نوازنده موغام باید علاوه بر تکنیک ساز، با ساختار مقام‌ها، فواصل، گردش ملودی، فرودها، گوشه‌ها و شیوه جمله‌بندی آشنا باشد، همچنین شناخت آواز و شعر اهمیت زیادی دارد، زیرا در موغام موسیقی از کلام و بیان آوازی جدا نیست.


وجودی ادامه می‌دهد: به بیان ساده، تکنیک ابزار است و شناخت موغام زبان استفاده از آن ابزار، نوازنده‌ای که هر دو را داشته باشد، می‌تواند در لحظه اجرا تصمیم‌های درست بگیرد و به جای اینکه صرفا نت‌ها را اجرا کند، مفهوم و روح موغام را منتقل کند.


• نسل جوان باید ریشه‌ها را بشناسد


او با اشاره به نقش نسل جوان در آینده کمانچه آذربایجانی و موغام می‌گوید: پاسخ در ترکیب حفظ ریشه‌ها با نگاه خلاقانه به آینده است، نسل جوان ابتدا باید میراث گذشته را به‌درستی بشناسد، یعنی اجراهای استادان بزرگ را بشنود، مقام‌ها و شیوه‌های سنتی را یاد بگیرد و با تاریخ و فرهنگ موسیقی آذربایجان آشنا شود.


این نوازنده می‌افزاید: بدون شناخت گذشته، نوآوری ممکن است به دور شدن از هویت اصلی منجر شود، اما از طرف دیگر نباید موسیقی را در گذشته متوقف کرد. استفاده از امکانات ضبط و تولید موسیقی امروز، همکاری با سازهای دیگر، تجربه فرم‌های جدید و ارائه موغام به مخاطب جوان می‌تواند به زنده ماندن آن کمک کند.


وجودی تصریح می‌کند: اصالت به معنای تکرار عین‌به‌عین گذشته نیست، اصالت یعنی حفظ هویت و زبان اصلی در عین امکان نوآوری است، اگر نسل جدید بتواند این تعادل را حفظ کند، کمانچه آذربایجانی و موغام نه‌تنها یک میراث تاریخی باقی می‌مانند، بلکه می‌توانند همچنان یک زبان زنده، پویا و اثرگذار برای بیان احساسات انسان امروز باشند.


• آرشه ای بر تارهای سوگ و مقاومت


او با اشاره به ظرفیت کمانچه برای روایت حماسه، مقاومت و پاسداشت شهدا در ششمین جشنواره سراسری موسیقی مقامی آذربایجان «موغام» می‌گوید: کمانچه سازی است که از نظر عاطفی ظرفیت بسیار بالایی دارد و می‌تواند بدون نیاز به کلام، احساسات عمیق انسانی را منتقل کند. این نوازنده ادامه می‌دهد: در روایت حماسه و مقاومت، کمانچه می‌تواند هم صدای رنج و دلتنگی و هم صدای ایستادگی، غرور و امید باشد.


وجودی می‌افزاید: در موسیقی آذربایجان، بسیاری از نغمه‌های مقامی ریشه در زندگی، دردها، شادی‌ها و خاطرات مردم دارند، بنابراین اگر این نغمه‌ها با یک بیان درست و متناسب با موضوع اجرا شوند، می‌توانند خاطره شهدا و مفهوم وطن و مقاومت را نه فقط به صورت یک روایت تاریخی، بلکه به شکل یک احساس زنده به مخاطب منتقل کنند. او تاکید می‌کند: به نظر من، قدرت اصلی کمانچه در همین است که می‌تواند از یک سو مظلومیت و اندوه را بیان کند و از سوی دیگر، با تغییر فضا و ریتم، حس ایستادگی و امید را به وجود بیاورد.


این هنرمند جوان ادامه می‌دهد: ترکیب موسیقی مقامی، سازهای اصیل، اشعار بومی و معرفی درست هنرمندان می‌تواند تصویری متفاوت و اصیل از تبریز و آذربایجان ارائه دهد، تصویری که هم ریشه در گذشته دارد و هم با نسل امروز ارتباط برقرار می‌کند.


• آرشه‌ای که دلتنگی را به حماسه وطن پیوند می‌زند


وجودی با اشاره به چگونگی انتقال مفاهیمی همچون وطن، مقاومت، همدلی و امید بدون استفاده از کلام می‌گوید: اگر قرار باشد بدون استفاده از کلام این مفاهیم را منتقل کنم، ابتدا به ملودی و لحن توجه می‌کنم، می‌توان از یک بیان آرام و عاطفی استفاده کرد تا حس دلتنگی و تعلق به وطن شکل بگیرد.


او می‌افزاید: در این میان، دینامیک صدا، مکث‌ها، کشش نت‌ها، انتخاب مقام و نحوه آرشه‌کشی اهمیت زیادی دارد، حتی سکوت در موسیقی می‌تواند به اندازه یک جمله موسیقایی معنا داشته باشد.


او تصریح می‌کند: در پایان نیز ترجیح می‌دهم موسیقی به سمت روشنایی و امید حرکت کند، یعنی اجرای قطعه از اندوه آغاز شود، به مقاومت برسد و در نهایت با امید به پایان برسد و فکر می‌کنم این مسیر می‌تواند روایت موسیقایی بسیار خوبی از وطن و انسان ایرانی باشد. • کمانچه در آزمون نسل‌ها


این نوازنده جوان درباره مهم‌ترین چالش‌های امروز کمانچه آذربایجانی می‌گوید: نمی‌توان فقط یک عامل را به عنوان چالش اصلی معرفی کرد، آموزش اصیل، ارتباط نسل جوان با موسیقی مقامی و تغییر ذائقه مخاطب، همه به یکدیگر مرتبط هستند. وجودی ادامه می‌دهد: اگر آموزش درست و جذاب نباشد، نسل جوان فاصله می‌گیرد، اگر موسیقی موغام نتواند با زبان هنری امروز ارتباط برقرار کند، مخاطب جدید کمتر با آن ارتباط برقرار می‌کند و اگر تنها برای جذب مخاطب، اصالت موسیقی را کنار بگذاریم، در نهایت چیزی از هویت اصلی آن باقی نمی‌ماند.


او تاکید می‌کند: راه‌حل، حفظ اصالت در کنار نوآوری است. باید ریشه‌ها را دقیق بشناسیم و همان‌ها را با شیوه‌ای ارائه کنیم که برای نسل امروز جذاب باشد، همچنین لازم است آموزش کمانچه و موسیقی مقامی از سنین پایین جدی گرفته شود و رسانه‌ها و جشنواره‌ها نیز نقش بیشتری در معرفی هنرمندان و استعدادهای جوان داشته باشند.


• کمانچه باید صدای زنده هویت آذربایجان بماند


این نوازنده خطاب به نسل جوان می‌گوید: موغام و کمانچه فقط میراث گذشتگان نیستند، این‌ها بخشی از هویت ما هستند و اگر نسل امروز آن‌ها را یاد بگیرد و با نگاه تازه ادامه دهد، می‌توانند برای نسل‌های آینده نیز زنده و پویا باقی بمانند. وجودی می‌افزاید: کمانچه زمانی صدای هویت آذربایجان خواهد ماند که هم ریشه‌های خود را فراموش نکند و هم بتواند با زبان نسل جدید سخن بگوید.


او تصریح می‌کند: اگر نسل جوان به این موسیقی به عنوان یک میراث زنده نگاه کند، نه یک اثر موزه‌ای، مطمئنم که موغام و کمانچه می‌توانند سال‌های بسیار طولانی همچنان صدای آذربایجان و تبریز باشند.


• وقتی آرشه می‌نشیند، خاطره از دل کمانچه بیدار می‌شود


این نوازنده در توصیف رابطه شخصی خود با صدای کمانچه می‌گوید: برای من، وقتی آرشه روی سیم‌های کمانچه می‌نشیند، قبل از هر چیز یک حس زنده می‌شود، حسی از دلتنگی و خاطره، انگار کمانچه چیزهایی را که سال‌ها در دل آدم مانده، دوباره بیدار می‌کند. وجودی ادامه می‌دهد: گاهی یک نغمه، آدم را به گذشته، به یک عزیز، به یک روستا یا حتی به خاطرات کودکی می‌برد، شاید به همین دلیل است که صدای کمانچه برای من فقط صدا نیست، بلکه بخشی از زندگی و احساس انسان است.


• کمانچه؛ زبانی برای حرف‌هایی که کلمات از گفتنشان عاجزند


او می‌گوید: زبان، کلمات دارد اما موسیقی مستقیماً با احساس انسان صحبت می‌کند، گاهی انسان حرفی برای گفتن دارد، اما هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند عمق آن احساس را بیان کند، در آن زمان کمانچه به جای زبان حرف می‌زند. این نوازنده می‌افزاید: برای من کمانچه هم زبان درد است و هم زبان عشق، درد جدایی و دلتنگی را می‌تواند بیان کند و در عین حال، عشق به انسان، به وطن و به سرزمین را هم به گوش مخاطب برساند.


• کمانچه؛ روایتگر داغ ماندگار وطن


وجودی در روایتی احساسی از کمانچه می‌گوید: اگر قرار باشد کمانچه روایتگر باشد، دوست دارم صدای سازم روایتگر همه اینها باشد، اما شاید بیش از همه، روایتگر یک مادر چشم‌انتظار باشد. مادری که فرزندش را برای دفاع از وطن فرستاده و سال‌هاست با خاطره او زندگی می‌کند. او ادامه می‌دهد: فکر می‌کنم کمانچه می‌تواند هم اشک مادر را روایت کند و هم بزرگی و ایستادگی فرزندی را که برای سرزمینش از جان گذشته است، در اینجا ناله کمانچه فقط ناله نیست، ناله‌ای است که در دل خود احترام، افتخار و امید دارد.


• آرشه‌ای که صدای نسل‌های گذشته را به امروز می‌رساند


این هنرمند با اشاره به پیوند کمانچه و نسل‌های گذشته آذربایجان می‌گوید: وقتی در فضای موغام کمانچه می‌نوازیم، احساس می‌کنم با گذشته خودمان گفت‌وگو می‌کنیم، این نغمه‌ها حاصل تجربه و احساس نسل‌هایی هستند که پیش از ما زندگی کرده‌اند و بخشی از هویت آذربایجان را با موسیقی حفظ کرده‌اند.


وجودی می‌افزاید: وظیفه ما این است که این میراث را فقط تکرار نکنیم، بلکه آن را درست بشناسیم، با عشق اجرا کنیم و به نسل امروز منتقل کنیم تا این صدا همچنان زنده بماند.


• «دومانلی تبریز»؛ وقتی آرشه زبان شهر می شود


وجودی در پایان درباره قطعه‌ای که می‌تواند روایتگر دلتنگی و عشق او به تبریز و آذربایجان باشد، می‌گوید: اگر فقط یک کمانچه داشته باشم و بخواهم بدون کلام با تبریز و آذربایجان حرف بزنم، قطعه فاخر «دومانلی تبریز» را می‌نوازم. او ادامه می‌دهد: دوست دارم صدای کمانچه از دلتنگی به عشق برسد، از عشق به افتخار و در پایان به امید، چرا که اگر قرار باشد کمانچه با آذربایجان سخن بگوید، دوست دارم آخرین حرفش امید به ماندگاری این فرهنگ و انتقال آن به نسل‌های آینده باشد.


مصاحبه: زهرا ناصران

< M >