




در شناسنامه شعر آذربایجان، غزل عروضی روایتی دیرپا از پیوند زبان، هویت و موسیقی کلام است، روایتی که از ملامحمد فضولی، علیاکبر صابر و ابولقاسم نباتی امتداد یافته و امروز در شعر ابراهیم زاهد، به حیات خود ادامه میدهد، شاعری که با تکیه بر ظرافتهای عروض و ظرفیتهای غزل کلاسیک، میراثی کهن را با زبان امروز درهم میآمیزد، در همین زمینه، پای صحبتهای ابراهیم زاهد نشستیم تا از مسیر شعر، جایگاه غزل عروضی و پیوند آن با هویت ادبی آذربایجان بگوید.
ابراهیم زاهد در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار آذروطن اظهار می کند: ادامهدهنده راه شاعران بزرگی همچون فضولی، صابر و نباتی بودن در غزل عروضی برای من مسئولیتی سنگین است، این بزرگان جایگاه بسیار والایی در ادبیات آذربایجان دارند و ادامه دادن راه آنان، لیاقت و شایستگی بزرگی میطلبد و من از خداوند میخواهم توفیق بزرگی به من عنایت کند تا شایسته این عنوان و تعریفی که درباره شعر من مطرح میشود، باشم.
او میافزاید: من در کنار قالبهای مختلف ادبی، غزل را برای سرودن انتخاب کردهام، زیرا غزل ظرفیت بسیار زیادی برای بیان احساسات انسانی دارد و میتوان در غزل از وطن گفت، از مادر، از محبت، از زیبایی طبیعت و از دلبستگیهایی که در وجود انسان ریشه دارند، برای من، وطن یکی از مهمترین مضمونهای شعر است و تلاش کردهام این عشق را نهتنها در غزل، بلکه در قالبهای دیگر شعری نیز بیان کنم.
این شاعر غزلسرا ادامه میدهد: غزل برای من فقط مجموعهای از واژهها و وزن و قافیه نیست، بلکه غزل میتواند صدای دل مردم باشد، وقتی از وطن میسرایم، از سرزمینی سخن میگویم که با خاطرات، فرهنگ، موسیقی، مادران، طبیعت و مردمش معنا پیدا میکند، من تلاش کردهام این پیوند را در شعر زنده نگه دارم و آن را به نسل جوان منتقل کنم.
زاهد با اشاره به انتشار آثارش در خارج از کشور عنوان میکند: تاکنون دو کتاب از آثار من در خارج از کشور منتشر شده و این آثار با استقبال گرم استادان بزرگ و موسیقیدانان روبهرو شده است و مردم آذربایجان نیز از طریق ویدئوها شاهد این استقبال بودهاند و امروز مراجعه به غزلهای من افزایش پیدا کرده است.
او میگوید: در کنار آثار شاعران بزرگ آذربایجان، به غزلهای من نیز مراجعه میشود و در بخشهای مختلف موسیقی آذربایجان، خوانندگان و هنرمندان، غزلهای مرا انتخاب و اجرا میکنند و بسیاری از خوانندگانی را که اشعار مرا میخوانند، شخصاً نمیشناسم و گاهی از طریق تلویزیون میبینم که خوانندهای یکی از غزلهای مرا اجرا میکند. برای من، شنیدن شعرم با صدای یک خواننده، نشانه آن است که شعر توانسته از صفحه کتاب عبور کند و به میان مردم راه پیدا کند.
این غزلسرا میافزاید: امروز شاعران و غزلسرایان بسیاری در کشور حضور دارند و هرکدام طبع و ذوق خود را دارند. غزل همچنان زنده است و مخاطب خود را دارد. معتقدم تا زمانی که احساس، عشق، زیبایی و دردهای انسانی وجود دارد، غزل نیز میتواند زنده بماند.
زاهد با اشاره به علت استقبال خوانندگان و دکلماتورها از اشعارش میگوید: من در کنار مطالعه شعر کلاسیک آذربایجان، اشعارم را میسرایم، از سوی دیگر، نوازنده ساز قارمون آذربایجانی و موسیقیدان هستم و در تهران نیز مسئول گروه شهریار آذربایجان هستم و این ارتباط با موسیقی به من کمک کرده است تا هنگام سرودن شعر، موسیقی کلمات و قابلیت اجرای آنها را نیز در نظر بگیرم.
او ادامه میدهد: هنگام سرودن غزل، خوانندگان موغام و شیوه اجرای استادان و بزرگان این عرصه را در نظر میگیرم و پس از آن قالب و مضمون را انتخاب میکنم. سعی میکنم شعر بهگونهای نوشته شود که ریتم و آهنگ طبیعی خود را پیدا کند و کلمات در کنار یکدیگر مانند آب روان بر زبان خواننده جاری شوند.
این موسیقیدان میافزاید: به اعتقاد من، یکی از دلایل انتخاب غزلهای من توسط خوانندگان و دکلماتورها، همین نوع ترکیب واژهها ست، شعر باید علاوه بر معنا، موسیقی درونی داشته باشد، بهگونهای که خواننده هنگام اجرا احساس کند کلمات با زبان او همراه شدهاند و مخاطب نیز بتواند با شعر ارتباط برقرار کند.
زاهد با اشاره به حضور خود در جشنواره موسیقی موغام تبریز میگوید: هر سال بهعنوان داور در جشنواره موغام انتخاب میشوم و بهعنوان نوازنده، شاعر و کارشناس قارمون در این جشنواره حضور پیدا میکنم، برگزارکنندگان جشنواره هر سال تلاش میکنند تا صدای موغام از تبریز خاموش نشود و این موسیقی ریشهدار همچنان در میان مردم جریان داشته باشد.
او میافزاید: از برگزارکنندگان جشنواره تشکر میکنم که هر سال به من اعتماد میکنند و بهعنوان کارشناس و پیشکسوت قارمون از من دعوت میکنند، این اعتماد برای من ارزشمند است و حضور در کنار جوانانی که با عشق و علاقه وارد عرصه موسیقی میشوند، مسئولیتی مهم به شمار میرود.
این شاعر غزلسرا با اشاره به هدف برگزاری جشنواره موغام عنوان میکند: به نظر من، هدف اصلی از برگزاری جشنواره موسیقی موغام در تبریز، تربیت نسل جوان و زنده نگه داشتن فرهنگ موسیقایی آذربایجان است، جشنواره نباید صرفاً محلی برای رقابت باشد، بلکه باید بستری برای انتقال فرهنگ، تجربه و میراث هنری از نسل استادان به نسل جوان باشد.
زاهد ادامه میدهد: موغام تنها موسیقی نیست، در کنار نغمههای آن، ادبیات، اخلاق، معنویت، سادهدلی، محبت، وطنپرستی و عبرتآموزی نیز جریان دارد و هر نغمهای که از دل موغام برمیخیزد، میتواند بخشی از فرهنگ و هویت مردم را با خود همراه کند.
مصاحبه از زهرا ناصران



