

توسعه شهرنشینی و افزایش ترددهای داخل شهری، روزانه شاهد بروز حوادث متعدد برای صاحبان وسایل نقلیه و عابران پیاده هستیم. مدیریت این مسائل نیازمند برنامهریزیهای علمی، فنی و توسعه زیرساختهای شهری و ترافیکی است.
احداث پلهای عابر پیاده بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت ایمن عبور و مرور، نقش کلیدی در کاهش تصادفات، تسهیل عبور و مرور وسایل نقلیه و تأمین امنیت شهروندان ایفا میکند. اما صرف احداث پل، تضمینی برای استفاده از آن نیست. چه بسا پلهایی که با وجود اختصاص هزینه و زمان، پس از راهاندازی بدون استفاده به حال خود رها شدهاند.
در ساخت پلهای عابر پیاده علاوه بر رعایت نکات فنی و سازهای، باید به مسائل اجتماعی، ترکیب جمیعتی، خصوصیات اقلیمی و زیبایی شناسی نیز توجه کرد. بدیهی است که رعایت ضوابط و استانداردها در طراحی، تضمینکننده ایمنی و کارایی سازه شده و موجب استقبال عمومی از آن خواهد شد. مکانیابی صحیح در احداث پلهای عابر پیاده از عوامل مؤثر در موفقیت اجرای طرح محسوب می شود. با توجه به هدف اصلی پلها، این تجهیزات باید در مکانهایی نصب شوند که امکان عبور ایمن عابران پیاده از عرض خیابان وجود ندارد. اگر گذر از پل توجیه منطقی برای شهروندان نداشته باشد چه لزومی دارد که زحمت طی پلههای آن را به جان خریده و راه خود را طولانیتر کنند؟ فاصله مناسب از تقاطعها و ایستگاههای حملونقل عمومی، قرارگیری در مسیرهای پرتردد بدون نیاز به تغییر مسیر، با در نظر گرفتن کاربریهای آن منطقه از عواملی است که در مکانیابی پلها باید مورد توجه قرار گیرد.
احداث پل در کنار ایستگاههای توقف وسایل نقلیه عمومی، علاوه بر تأثیری که در تسهیل جریان ترافیکی داشته و از توقفهای مکرر این وسایل نقلیه جلوگیری میکند، یک نقطه منفی هم دارد و آن این که مسافران برای تغییر مسیر یا وسیله نقلیه خود با شتاب حرکت میکنند و گاهی مواقع توجیهی برای دور کردن مسیر خود به واسطه استفاده از پل عابر پیاده نمیبینند حتی اگر این مسیر توسط میلههای جداکننده محصور شده باشد. در این نوشته به طور مثال به پل عابر پیاده چهارراه آبرسان تبریز میپردازیم. این پل در یکی از مرکزیترین مسیرهای تردد شهر واقع شده است. قرارگیری ایستگاه اتوبوسهای تندرو (BRT) در مرکز تقاطع و ایستگاههای تاکسی دور تا دور آن، از سوی دیگر نزدیکی به ایستگاه مترو، باعث شده است که اینجا به یکی از پرترددترین مکانهای شهر تبدیل شود.
مردمانی که با شتاب در مسیر خود حرکت میکنند در بسیاری از موارد تمایلی به رعایت قوانین و گذر از بالای پل عابر پیاده ندارند، آنها ترجیح میدهند از زیر پل و حتی از روی موانع محدود کننده وسط خیابان گذشته و خود را به مقصد برسانند. البته اندکی پایینتر از پل عابر پیاده و در سمت دیگر چهارراه که خیابان عریضتر از محل قرارگیری پل است، مسیری بدون مانع و خط کشی شده برای گذر عابران پیاده طراحی شده است اما اغلب مردم ترجیح میدهند پس از پیاده شدن از تاکسی که در زیر پل عابر پیاده قرار دارد، از کوتاهترین مسیر ممکن خود را به سمت دیگر خیابان برسانند و پرواضح است که این مسیر کوتاه تنها و تنها از زیر پل عابر پیاده میگذرد!
با نگاهی به وضعیت از هم پاشیده مانعی که در زیر پل نصب شده میتوان به کثرت جمعیتی که از روی آن رد میشوند پی برد. اما راحتطلبی همیشه هم به نفع شهروندان تمام نمیشود، چه بسیار مواردی که مردم با سختی از مانع رد شده و باعث بروز حادثه شدهاند. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که علت استقبال نکردن مردم از پل، مکانیابی نادرست آن است یا استاندارد نبودن سازه و یا قانون گریزی مردم؟ درست است که بدون در نظر گرفتن موانع و با توجه به عرض کم خیابان در قسمت زیر پل عابر پیاده، گذشتن از آن کار سختی به نظر نمیرسد اما نباید از نظر دور داشت که توقف تاکسیها در زیر پل و رفت و آمد مردم در آن قسمت باعث سنگینتر شدن بار ترافیکی میشود، بنابراین احتمال این که مکانیابی پل در آن بخش از تقاطع به درستی انجام شده باشد، وجود دارد. اما این احتمال نیز وجود دارد که مکانیابی برای ایستگاه تاکسی در زیر پل به درستی انجام نشده باشد. از سوی دیگر ناکارآمدی موانع محدودکنندهای است که در این بخش بکار گرفته شده است.
دسترسپذیری برای سالمندان و افراد دارای معلولیت، یا کسانی که وسایل سنگین یا کالسکه به همراه دارند باید در طراحی پلها مورد توجه قرار گیرد. با نصب آسانسور و ایجاد رمپ استاندارد در کنار پلهها و بکارگیری نرده محافظ و سطوح ضدلغزش میتوان ایمنی و راحتی کاربران را فراهم کرد. از مواردی که باعث عدم تمایل مردم برای استفاده از پلهای عابر پیاده، خصوصا پل مذکور میشود میتوان به طراحی نامناسب پلهها و در نظر نگرفتن رفاه عابران و ازسوی دیگر از کارافتادن پله مکانیزه آن در بیشتر مواقع اشاره کرد.
البته بنا بر اخبار منتشره در اسفند 1404 توسط شهرداری منطقه دو تبریز، پله مکانیزه پل آبرسان تبریز به طور اساسی تعمیر و راهاندازی شده است. اما مشکل اینجاست که بیشتر شهروندان با ذهنیت منفی و عدم رضایتی که طی استفادههای قبلی برایشان ایجاد شده دیگر تمایلی به استفاده از پل عابر پیاده نداشته و طبق عادت از مسیر عبوری مورد نظر خود استفاده میکنند و قانون شکنی را راهی برای تسهیل رفت و آمد خود میدانند حتی اگر برایشان سختیهایی به همراه داشته باشد. جالب است که آنقدر به وضعیت قبلی عادت کردهاند که موقع گذر از آن مکان دیگر چک نمیکنند که آیا پله مکانیزه کار میکند و آیا وضعیت بهتر شده است یا نه.
بیشتر پلهای عابر پیاده در تبریز دارای آسانسور جهت استفاده معلولان و افراد سالمند هستند اما تقریبا هیچکدام از آنها قابل استفاده نیستند و همیشه درهایشان قفل شده و متصدی خاصی هم ندارند که در صورت نیاز بتوان به آنها مراجعه کرد. بنابراین هیچ فرد ویلچر سوار یا کم توانی برای گذر از عرض خیابان سراغ پلهای عابر پیاده نمیرود. درست است که هزینه ساخت و نگهداری از پلهای عابر پیاده برای مسئولان و برنامهریزان شهری رقم قابل توجهی است، اما مزایایی که راهاندازی این سازه به همراه دارد به حدی است که نمیتوان از آن صرف نظر کرد. با انتقال عابران به پلهای پیاده، علاوه بر تأمین امنیت آنها، از توقف خودروها و سنگینی بار ترافیک کاسته شده و به دنبال آن مصرف سوخت و شدت آلودگی هوا نیز کاهش مییابد. از سوی دیگر اگر طراحی پلها به صورت خلاقانه انجام شود علاوه بر اینکه تبدیل به نماد زیبایی شهری میشود، میتواند به یکی از جاذبههای گردشگری نیز تبدیل شود. همچنین پلها فضایی مناسب برای نمایش پیامهای تبلیغاتی نیز محسوب میشوند. مدیران شهری با رعایت استانداردهای علمی و فنی، مکانیابی صحیح و دسترسی پذیری در ساخت پلهای عابر پیاده میتوانند شهروندان را به استفاده از این سازه تشویق کرده و جلوی هدررفت منابع را بگیرند.



